محتويات

البوم تصاوير



آرشيف سرنوشت
آرشيف نويسندگان
آرشيف مطالب
تاريخ مطالب

ارسال اين مطلب به دوستان صفحه براى چاپ
 -  از سفر به "تمدن نا امید"
اسحق فایز 2010-04-19  
   


بسمه تعالی
سفرنامه
 
از سفر به "تمدن نا امید"
 تمدن نا امید را شنیده بودم ولی به درستی نمیدانستم این سخن ناب و تعریف بجا از مظاهر مغرب زمین از آن کیست. درست روز سوم سفر به اروپابود که دوست عزیزم آقای اشراق حسینی که از غنیمت های بزرگ مان در افغانستان هستند،  مرا با گوینده این نکته بزرگ اشنا ساخت.
اشراق گفت که فوستر دالاس یکی از وزرای سابق ایالات متحده امریکا در مورد تمدن مغر ب زمین گفته بود که تمدن ما تمدنی نا امید است.
من اروپا را با مطالعه جغرافیا در صنوف مکتب شناخته بودم. وقتی بحران سه دهه در افغانستان آغاز شد، سیل آواره گان افغان نیز به اروپا آغاز یافت وهمه این تهاجم به دلایلی که ما میدانیم آغاز یافت. همه در آرزو ی رفتن را به این سرزمین های شاد و متمدن و عصری داشتند و چه بسی آدمها که در آرزوی رسیدن به آنجا ها جان های عزیز خودرا از دست دادند و چه بسی دیگر که همین اکنون زنده اند ولی درد جانگاه بی وطنی و گم شدن از خودرا می کشند.
از شما چه پنهان که من نیز آرزو می کردم تا روزی میسر آید و کوله بار بر بندم وراهی این دیار آشنا در ذهنم شوم_ دیاری که در ناول ها و داستان های نویسنده گان اروپایی و امریکایی خوانده بودم و شیرین مینمود و وجد آور بود.
سه تفنگدار، بینوایان، برباد رفته، دن کیشوت، ربه کا، کنت دو مونت کریستو، غرش طوفان، ژوزف بالسامو، لاله سیاه، بر می گردیم گل نسرین بچینیم، مردی که می خندد، زنبق دره، زنگها برای که بصدا در می آیند و ده ها کتاب دیگر، زمینه ساز آشنایی من با اروپا و امریکا شده بودند.
در ماه دلو 1388 قرار شدن تا به همت یک  افغانستان شناس کشور سویدن، انستیتیوتی به نام آمر صاحب شهید در آن کشور ایجاد گردد. دوستان دیگری در سویدن دراین زمینه کارهایی را کرده بودند و قرار شد تا این انستیتیوت در ماه اپریل2010 در شهر استوکهولم سویدن گشایش یابد.
رایزنی ها دراین میانه آغاز یافت و در همان آغاز کار این مأمول در پی اختلافات شدیدی که میان چند تن بوجود آمد، از تحقق بازماند. با آنهم گرداننده گان این پروژه به هر اسم و رسمی که بود، عده ای را فرا خواندند تا به این مناسبت به کشور شاهی هالند بروند.
در میان این خیل شانزده هفده نفری این حقیر نیز دعوت شده بودم و ایکاش چنین نمی شد.
کاروان ما در چند نوبت به هالند پرواز نمودند. عده ای یکسره رفتند سویدن و بر گشتند به هالند و شماری هم به فرانکفورت سفر کردند و ازآنجا ذریعه موتر به هالیند رسیدند.
ما روز جمعه مورخ 20حمل 1389 با پرواز طیاره صافی ساعت ده صبح از میدان هوایی کابل عازم کشور المان شدیم. طیاره حامل ما حوالی حوالی شش شام به وقت افغانستان(دوساعت و بیست دقیقه بیشتر از وقت  اروپا) به زمین فرانکفوت نشست و ما در معیت چند تن از مهمانداران ما روانه هالند شدیم.
دوستانی که من با ایشان همراه بودم اینها بودند: استاد محمد اعظم رهنورد زریاب، سید حسین اشراق حسینی، احمد بهزاد نماینده مردم هرات در پارلمان،   احمد سعیدی کارشناس مسایل  سیاسی، صدیق الله توحیدی، فهیم دشتی، مولانا عبدالله از تلویزیون طلوع و چند تن دیگر.
ما پس از شش و نیم ساعت سفر  به فرانکفورت رسیدم و بلافاصله روانه هالند شدیم. در مسیر راه به سوی هالند دو جای توقف مختصری داشتیم. در شهر آرنم که در میان مرز کشور المان و هالید موقعیت دارد و جای دیگری که اسمش را از یاد برده ام.
در این دو جای میزبانان ما چای و قهوه تعارف کردند و سرانجام حوالی ساعت هشت شب به هالیند رسیدیم.
پس از توقف مختصر در هوتل اقامت گاه مان در نزدیکی های آمستردام، و رفع خستگی روانه منزل تورن لطیف خان شدیم که در حقیقت مهماندار ما در هالیند ایشان بودند.
زحمت زیادی کشیده بودند. ما دو شب و دو روز از خوان کرم ایشان نمک چشیدیم و جای سپاسگذاری برای همیشه در نزد من باقیست.
بگفته خود لطیف خان که بشوخی می گفت می بینید انسانیت مارا؟
شبها به هوتل محل  اقامت مان که می توان آنرا مختصر A4نامید بر می گشتیم. روز یازدهم ماه اپریل بساعت چهارو نیم عصر به وقت هالیند، کنفرانس زیر نام صلح افغانستان در یکی از سالون های نسبتاً خوب امستردام برگزار شد.
مهمانان دیگر از کشور های همجوار نیز آمده بودند که در میان انها لطیف پدرام شاعر و نویسنده و رهبر حزب کنگره ملی ا فغانستان، حمزه واعظی شاعرو نویسنده،  استاد دوکتور رسول رهین، مصباح هراتی از علمای جید کشور وفرشته حضرتی از تمویل کننده گان این برنامه و...شامل بودند.
سخنرانان اصلی دراین محفل اشراق حسینی، لطیف پدرام، استاد رهین، مصباح هراتی، الکوزی، احمد بهزاد و احمد سعیدی بودند.
سخنرانان هریک با سلایق و ذهنیت های متفاوتی  به ارایه نظریات خویش در مورد چگونگی وضعیت کنونی افغانستان، ریشه های تاریخی بحران و عوامل برانگیزاننده جنگ در کشورو  منطقه پرداختند.
در این میانه هرچند بعضی ا ز نکات نظر و دیدگاه های اشراق حسینی ولطیف پدرام در نظر عده یی پیچیده بود ولی در حقیقت جان کنفرانس هم سخرانی همین دو تن بود که هریک کوشیدند تا از منظر علوم اجتماعی و فلسفی به ریشه یابی بحران در افغانستان بپردازند و مقالاتی در خور توجه ارایه نمودند.
سخنرانی های احمد بهزاد هرچند عمق و ژرفای سخنان دو سخنران بالا را نداشت ولی به دلیل روشن صحبت نمودن آقای بهزاد،  مورد توجه قرارگرفت.
آقای مصباح هراتی از منظر قران و اسلام در مورد صلح سخن زد و در سخنانش تأمین صلح را در کشور از نیازمندی های مهم تلقی نمود.
احمد سعیدی نیز دراین میانه سخنانی هیجانی ارایه نمود و یاد آور شد که همه وظیفه دارند تا با از خود گذری و فدا کاری دراین راه قدم بزنند. سعیدی بر دو سخن ران اولی انتقاد نموده گفت که ما نباید بسیار آرمان گرایانه صحبت کنیم و باید به وضعیت افغانستان با توجه به حقایق جاری پرداخت و آرمان گرایی دراین میانه محکوم به شکست است.
در پایان این کنفرانس جناب استاد زریاب در آغاز با شوخی و بعد تربا جدیت کنفرانس را از رهگذر درونمایه ارزیابی کرد ودر سخنانشن از ماقبل تاریخ گرفته تا فلاسفه حاضر و حتی از شاعر صوفی مشرب ما عشقری درپیوند به مجلس و آجندای کنفرانس یاد کرده و آنرا مفید خواند.
کنفرانس بدینگونه بی آنکه قطعنامه یی صادر گردد پایان یافت و هر کس رفت پی کارش. در جریان کار کنفرانس چند تن برای یاد داشت برداری  های ضروری مشخص شدند تا بر پایه نظریات سخنرانان و روحیه مجلس و نیازمندی های جاری در افغانستان به تدوین قطعنامه بپردازند ولی نمیدانم چرا این کاردر خود کنفرانس صورت نگرفت ولی قطعنامه جدا از کنفرانس روز بعد ترتیب شد و اشتراک کننده گان شاید روز های بعدتر با مراجعه به سایت خاوران آنرا مطالعه نموده باشند.
کار شکنی های شماری از درون و بیرون سبب شد تا این کنفرانس از رونق بیفتد. شماری از شخصیت های دعوت شده به  کنفرانس به همین دلیل از شرکت در آن خود داری نمودند.
پروفیسور سویدنی که قرار بود به همت او انستیتیوتی به نام قهرمان ملی  کشور شهید احمد شاه مسعود  ایجاد شود، از اینکه افغانها قادر نشدند در این راه اورا یاری کنند آزرده شد و از کنفراس بیرون رفت.
او در پیامی آماده گی های خودرا با وجود کار شکنی ها ی ما افغانها در راه ایجاد این کار بزرگ و مفید اعلام داشت و وعده داد که او ازتصمیم خود منصرف نشده است و حاضر است در کنفرانسی که قرار شد در یکی از کشور های دیگر اروپا برگزار شود،  این انستیتیوت را ایجاد کند.
پس از پایان کار کنفرانس، دوستان همراه با جوانی و نا جوانی هریک به سمتی رفتند ومن دلتنگ ترا از هر گاهی در هالیند نزدیک بود از دلتنگی  زیاد ناجور شوم.
بگذریم از این که در روز های این سفر سینه بغل شدم وهیچ یک از دوستان در آنجا  برای مداوایم کمک نکردند.
خانم فرشته حضرتی و ... نیز تیر خودرا آوردند و من ناگزیر از چند جهت شتاب کردم و زمان اقامت را کو تاه نموده روز پنجشنبه گذشته به وطن بر گشتم.
با آمدن به کابل توبه کردم که دیگر به تمدن ناامید بر نگردم تا خودم بمانم با همان دنیا های خودم و وطنی که در هیچ جای دنیا نظیرش را  نیافتم.
براستی دلم نه در حریم کعبه از یاد وطن غافل ماند و نه در کنار حرم پیامبر(ص). همه جا دلتنگ بودم و وقتی به وطن برگشته ام آرامش خودرا باز یافته ام.
جای دارد از مهمان نوازی های لطیف خان در زمان اقامت در اروپا سپاسگذاری کنم و یک گله هم...
در چند روز دیگر که ماندم در اروپا،  مصاحب و همراه آقای پدرام، اشراق حسینی و احمد بهزاد بودم. حمزه واعظی را از مناطق شش ماه شب و شش ماه روز داشتیم و صحبت ها کردیم و لذت بردیم.
معاشرت و مجلس با دوستانی چون پدرام و اشراق حسینی و حزه واعظی با آن آگاهی های پر و سرشارشان از فلسفه  برایم بسیار لذت بخش بود. دوستان زنده باشند و ناجوان های دوستان هم کم نشوند که همه غنیمت اند.
دوست مهربان اسد جان، از افغانهای مقیم هالند چند روز تمام مار ا سوار بر موتر شخصی خود به مناطق مختلف هالیند برده است در حالیکه خود ناگذیر بود کار کند برای تأمین نفقه خانواده اش.  از اوباید سپاسگذاری ویژه بعمل آورم. ممنون محبت هایش خواهم بود.
اروپا با همه زرق وبرق هایش برایم خوش نیامد. سکس، تفرج، خوش گذرانی، کار و تلاش همه و همه برای زنده گی کردن در آنجا دیده میشود بی آنکه به معنویت ها توجه شود. معنویت هایی را می گویم که تکیه گاهی  باشد برای این جهان وآن جهان.
روح نومید کننده یی را در آنجا ها می خواندم و لمس می کردم با روح خود. شاید این همان نومید بود که دالس گفته بود: تمدن نا امید. بیرونی شاد و درونی خسته و مانده  و تکیده و بی ملجا.
29حمل 1389
کابل
 

تبصره:
تبصره اي نيست
افزودن تبصره :
اسم:
عنوان تبصره :
متن تبصره:
 
مقالات منتشره، لزوماً بيانگر ديدگاه رسمي سرنوشت نيست
copyright© www.sarnavesht.com

Powered by Alresalah

Tramadol zu kaufen, ist heute einfach und leicht!

Bestellen Sie Valium Diazepam Valium online! Es ist so leicht!