دل به دولت نباید بست، خود باید به راه افتید!
کنفرانس لندن نشان داد که غرب، اینبار به رهبری انگلستان، می خواهد طالبان را در بدنهء قدرت در افغانستان شامل ساخته و به این ترتیب "صلح" مطلوب خود را بدست بیاورند. هرچند جزئیات انگیزه های اصلی غرب از روی خوش نشان دادن به طالبان به درستی روشن نیست، اما چنان مینماید که مبتکر اصلی این طرح انگلستان باشد و درست همین نکته است که ما را به پیامد های این طرح بدگمان می سازد. چرا که انگلستان از همان آغاز روابط ویژهء با طالبان برقرار کرده و خواسته است با ماستمالی ها و توجیهات من درآوردی از رفتار وحشیانهء طالبان در برابر مظاهر تمدن، فرهنگ و انسانیت، ذهنیت جهانیان را نیز راضی به معامله با آنها نماید.
برای انگلیس دموکراسی برای انسان های دیگر ارزشی ندارد؛ منافع شان ارزش دارد. پشتیبانی انگلیس از رژیم های قرون وسطی یی در شبه جزیرهء عرب شاهد این مدعاست. انگلیس می خواهد با همان شیوه ها و با همان دلایل که افراطیگری مذهبی و قبیله گرایی عناصر اولیهء آنست، در افغانستان نیز "امارت" دیگری تاسیس کند. انگلیس درساختن این امارت ها از زمان "لارنس عربی" تجارب فراوان دارد.
ازینرو این کشور در راستای ترسیم چهرهء انسانی از طالبان و پذیرفتنی ساختن آنها، تلاش کرده است تا آنها را تافته یی جدا بافته از القاعده قلمداد کند. چرا که ذهنیت عامه در غرب سازمان القاعده را منبع تروریزم بین المللی میدانند، نه طالبان را. گناه طالبان در نزد غرب تنها و تنها پناه دادن به اسامه بن لادن رهبر این سازمان است. ورنه غرب با حاکمیت طالبان، با هروحشیگری یی که همراه می بود کاری نداشت. به سخن دیگر غرب به دنبال دشمن خودش در افغانستان آمده است. دشمن غرب طالبان نیستند، القاعده است. دشمنی غرب با طالبان تنها به خاطریست که با القاعده همدستی میکنند. ورنه اگر طالبان از همدستی با القاعده دست بردارند، غرب با آنها دشمنی ندارد. حتی اگر هر روز در هرگوشه و کنار افغانستان حمام خون برپا کنند.
برای مردم افغانستان القاعده و طالبان در سرشت و دشمنی شان با آزادی و انسانیت سروته یک کرباس اند. اگر القاعده برای غرب منبع و منشاء تروریزم است، طالبان برای مردم ما منشاء تروریزم و دشمنی با تمدن و انسانیت است. القاعده با مظاهر تمدن غرب دشمنی دارد. طالبان در جامعهء افغانستان با همه ارزش ها و حقوق مدنی مردم مخالف بوده و پیشینهء نقض این ارزش ها و حقوق را درین کشور با وحشیانه ترین گونهء ممکن آن داشته اند.
درین گیرودار، مرجعی که از منافع مردم افغانستان دفاع کند غایب است. دولتی که این وظیفه را دارد، سران آن به جای دنبال کردن منافع مردم خود، همانند یک غلام حلقه به گوش درجهت پیاده کردن امیال غرب است و ازین آب خون آلود ماهی مراد گرفته وبا دامن زدن به تعصبات قومی در پی تحکیم قدرت خویش اند. با طالبان مصالحه میکنند و دربرابر خواستهای مدنی مردم خویش پنبه درگوش زده است. ازینروست که غرب، به رهبری سیاسی و تبلیغاتی انگلیس توانسته است روی جنایات طالبان پرده بیندازد.
انکشافات تازه در کشور نشان میدهد که دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی در سلب حقوق مردم با طالبان به مسابقه برخاسته است. با گذشت هرروز این دولت در راه استبداد و خودکامگی به پیش می تازد. تا جای طالبان در چشم سازندگان اصلی طالبان بگیرند. به همین دلیل است که کرزی مطابق نسخه های داده شده از سوی اسلام آباد تک قومی تر ساخته و برای معامله و مصالحه با طالبان نیز هر آنچه لندن بگوید، فرمان می برد.
از آنجایی که دولت افغانستان حامی منافع مردم نیست و جامعهء جهانی هم به دنبال منافع خود در افغانستان اند، پس نیاز میرود تا یک حرکت سیاسی و اجتماعی سراسری در برابر دهشت افگنان داخلی و خارجی به راه بیفتد. مردم باید خود برای تامین امنیت و حفظ منافع خود دست به کار شده و بدین ترتیب دولت و جامعهء جهانی را مجبور به تمکین در برابر خواست های خود کنند.

ارسال اين مطلب به دوستان
صفحه براى چاپ