محتويات

البوم تصاوير



آرشيف سرنوشت
آرشيف نويسندگان
آرشيف مطالب
تاريخ مطالب

ارسال اين مطلب به دوستان صفحه براى چاپ
 -  مثلت شرم: حکومت، پارلمان، اپوزیسیون
عصر دولتشاهی 2010-01-06  
   


عصر دولتشاهی

 

 مثلت شرم: حکومت، پارلمان، اپوزیسیون

 

ناکاره گی چند وزیر رای گرفته از پارلمان افغانستان روشنتر از احتمال نا کارگی وزیر های رد شده بود، اما دیدیم که توانستند از مجلس رای اعتماد بگیرند؟  شگفت این که شماری نتیجهء رای دهی به وزیرها و رد کردن هفده تن از آنها را پیروزی پارلمان و حتی "درسی" برای کرزی خوانده و شماری دیگر این "پیروزی" را شاهکار گروه سیاسی خود در پارلمان قلمداد کردند. اما حقایق نشان میدهد که آنچه روی داد نه درسی آنچنانی برای کرزی بود نه هم پیروزی یی برای کدام گروه سیاسی که به آن دل خوش کرده بتوانند  بلکه این رویداد همنوا با سناریویی پیاده شد که کرزی میخواست.

 

درگزینش آنهایی که رای اعتماد گرفته و وزیرشدند هیچ معیار واحدی را نمیتوان توجیه کننده دانست. چرا که  روشن نیست معیار برای پذیرفته شدن یک وزیر و رد شدن دیگری نزد نمایندگان مجلس چه بوده است؛ مسلکی بودن، سن و سال، تابعیت، گذشتهء سیاسی ویا قومیت.

 

 اگر مسلکی بودن معیار است، کم از کم سه وزیر در پستی که ابقا شده اند، تخصصی نداشته و بیگانه با مسلک اند. به گونهء نمونه پیشینهء کاری و آموزشی این وزیران بر بنیاد سایت ریاست جمهوری افغانستان میرساند که فاورق وردک درجایگاه وزیر معارف هیچگونه دانش، پیشینهء کار و پیوند مسلکی یی با آموزش و پرورش ندارند. فاروق وردک در پنجاب پاکستان دواسازی خوانده و پس ازان در موسسات (ان جی او) های خارجی در پشاور مصروف کار شده است. حتی در همین موسسات خارجی نیز فاروق وردک پیوند کاری یی با بخش های آموزش و پرورش نداشته بیشتر در بخش های بهداشتی و کمک به معلولین کار میکرد. فاروق وردک یک روز هم معلم نبوده و هیچ چیزی در مورد فلسفهء آموزش و پرورش نخوانده است. درجه ماستری ایشان در مدیریت است که از دانشگاه پرستون در شهر پشاور بدست آورده است.  

 

وزیر دیگری که نمیتواند به دلیل مسلکی بودن رای گرفته باشد، آصف رحیمی، وزیر زراعت است. ایشان از مکتب مسلکی تخنیک ثانوی و سپس فاکولتهء انجنیری دانشگاه کابل فارغ شده اند.

آصف رحیمی در سال 1368 درجه فوق لیسانس را در رشته اداره عامه و مدیریت برنامه های انکشافی و بازسازی از دانشگاه نبراسکای ایالات متحده امریکا به دست آورده اند. درجهء "فوق لیسانس"ی که جناب رحیمی بدست آورده اند، درجهء ماستری  نیست. البته رشته یی را که برای "فوق لیسانس" در سوانح ایشان نشاندهی میکنند نیز، همانند لوحهء برخی از پزشکان نو کار شهر کابل است که متخصص همه امراض می باشند. چرا که رشتهء آقای رحیمی نیز هم ادارهء عامه است، هم برنامه های انکشافی، و هم بازسازی.  اگر برنامهء فوق لیسانس را برای یک سال جناب شان خوانده باشند، چهار ماه برای هر رشته صرف کرده اند. با اینهمه، در بهترین گونه اش، جای مناسب برای آقای رحیمی وزارت انکشاف دهات است، نه وزارت زراعت.

در مورد دو وزیر داخله و دفاع نیز نکته جالبی وجود دارد و آن این که وزارت های دفاع و داخله هردو وزارت های محارب اند. کسانی که شیخ فانی و یا معیوب باشند، اصولاً نباید درین دو وزارت کار کنند، مگر این که قحطی رجال باشد. اما می بینیم که وزیر دفاع بالاتر از شصت و پنج سال عمر داشتهو  شیخ فانی است و وزیر داخله هم از یک پا می لنگد.

 

اگر حنیف اتمر با سابقهء کمونستی و خادستی خویش میتواند وزیر داخله شود و حتی معیوب بودنش مانع ادامهء کارش نمیشود، چرا در وزارت دفاع یکی از جنرال هایی که تجربه و دانش مسلکی داشته باشد، بدون در نظرداشت همکاری با کمونیست ها، مقرر نمیشود؟ بازهم آیا قحطی رجال است؟ ازدید سابقهء کاری هم حنیف اتمر در وزارت معارف به خویش وقومپروری پرداخته است و سابقه نیکی ندارند. سندی که از وزارت معارف در رسانه ها به چاپ رسیده است، نشان میدهد که از میان بیست نفر مشاوری که حنیف اتمر با معاش دالری در وزارت معارف مقرر کرده بود، هفده نفر آن پشتون اند. ازمیان آنها چار نفر تخلص "اتمر" دارند و ده نفر  آنها با آقای حنیف اتمر همولایت اند.  یک نفر دیگر که قومیتش تاجک گفته شده ولایتش در لست نشر شده مشخص نشده، از تخلصش پیداست که پشتون است نه تاجک و همولایتی حنیف اتمر است. چنین است شیوهء کار حنیف اتمر. ایشان در وزارت داخله نیز روی همین پالیسی کار میکنند تا با تقرر نا متعادل افراد از یک قوم نفرت قومی را دامن بزند. 

 

از نگاه قومی، درمیان کسانی که رای اعتماد گرفته اند، نیز تعادلی بر قرار نیست. چرا که از میان این هفت وزیر چار وزیر پشتون اند، یک وزیر ازبک و یک وزیر عرب. (وزیر اطلاعات و فرهنگ، اقای سید مخدوم رهین، به قوم عرب است). در مورد وزیر زراعت به این قلم معلوم نیست که به کدام قومیت منسوب اند. یعنی در میان وزرای منتخب هیچ وزیر تاجک و هزاره وجود ندارد.

 

آنهایی که از سوی پارلمان رد شده اند کسانی اند که پشتیبان خارجی ندارند و از سوی حلقات سیاسی یی معرفی شده میباشند که آن حلقات را خارجی ها نمی پذیرند. در حالی که پذیرفته شده ها، هم پشتیبان خارجی دارند و هم از اعضای اصلی تیم کرزی اند.

 

با در نظر داشت دو سه معیار برای شایستگی یک وزیر در مورد وزیران رای برده،  در می یابیم که مجلس نمایندگان افغانستان مانند گذشته ها شکار دام ها و نیرنگ های خارج از پارلمان، و به ویژه نیرنگ های جناب کرزی است و  کنش های آن هرگز شفافیتی ندارد تا مردم پاسخ پرسش های خویش در مورد عملکرد های آنرا به روشنی دریابند.  البته حق وکلایی که در مجلس نمایندگان وظیفهء خود را اجرا کرده و با استدلال ها نیرومند خویش وظیفهء خود را در برابر خدا و ملت خویش به سررسانده اند، نزد ملت محفوظ است. حرف ما برسر عملکرد نهایی مجلس نمایندگان است نه برسر افراد مشخص.

 

مردم حکومتی را که رییس آن اقای کرزی باشد، می شناسند و توقعی ازان ندارند. مردم پارلمان را هم شناخته اند و امید به عملکرد آن در خط منافع مردم را از دست داده اند.

 

توقع میرفت که اپوزیسیون تشکیل شده در دوران انتخابات با بدست آوردن پشتیبانی بیدریغ مردم، بتواند در برابر حکومت ناکاره و مافیایی ایستاده شده و آنرا تا حد ممکن اصلاح کند. اما همهء شور و حرارت آن اپوزیسیون تا صندوق های رای بود و با پایان یافتن ماجرای صندوق ها، دست ها زیر بغل به گوشه یی خزیده اند و صدایی از آن ها برنمی آید. توگویی "تغییر" آوردن تنها از طریق رییس جمهور شدن، وزیر شدن و سفیرشدن میسر است و بس. اگر آن "تغییر" خواهی یک آرمان مقدس و نیاز مردم بود، باید به دنبال آن  می رفتند. نمیدانم چگونه کسانی زیر عکس مسعود شهید شعار آرمانی "تغییرو امید" را سرداده بودند که مسعود در راه آرمان و خواست خود جان داد و اینها جرئت برآمدن از خانه به خیابان را برای دنبال کردن خواست های مقدس خویش  ندارند.  رفتن به دنبال مسعود و ادامهء کار و راه مسعود کار هرکسی نیست!

 

چگونه اپوزیسیون خواب بیغم دارد که یک حکومت زادهء تقلب و غیر مشروع بر کشور حکم میراند وسهم مردم در حکومت آش گرگ ها شده است.

 

 مردم به یکدیگر می گویند که، آنک حکومت غیرمشروع، این هم پارلمان بی اثر و آن دیگری هم اپوزیسیون موسمی. به کدامیک دل باید بست؟

 


تبصره:

احمد هروی ------ عجب !!!!!

آقای دولتشاهی ! گفته های تان در بعضی گپ ها درست و در بعضی غلط است . سن و معیوب بودن دلیل درست نیست حتی در وزارت های که شما می گویید و در دنیا از این قبیل آدم ها این وزارت ها را به خوبی کار کرده ولی سابقه بد اتمر و امثال آن گپ درست است و لیاقت وزارت و حتی داخل شدن به ادارات را ندارند . دوم چرا از وحید شهرانی نمی گویید که در معدن تخصص ندارد و حتی نام او را نمی گیرید . هر هفت وزیر لیاقت وزیر شدن چی لیاقت هیچ کاری را ندارند . اپوزیسیون هم به دنبال سود شخصی خود است و بعدا معلوم میشود که چیکاره استند . اگر چی مردم آنها را هم خوب می شناسد . آزموده را آزمودن خطا است .


افزودن تبصره :
اسم:
عنوان تبصره :
متن تبصره:
 
مقالات منتشره، لزوماً بيانگر ديدگاه رسمي سرنوشت نيست
copyright© www.sarnavesht.com

Powered by Alresalah

Tramadol zu kaufen, ist heute einfach und leicht!

Bestellen Sie Valium Diazepam Valium online! Es ist so leicht!